عبد الحسين نوايى
18
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )
سفير ايران ، پس از مجادلات سياسى و چانهزدنهاى فراوان بالاخره بر شيوهء قرارداد شاه تهماسب و سلطان سليمان قراردادى با سلطان ترك امضا نمود و سلطان همراه وى سفيرى به نام انجيلو چاوش به ايران فرستاد . اين دو در اصفهان به خدمت شاه عباس رسيدند و تحف و هداياى خواندگار روم را به عرض رساندند . در استانبول طبق معاهده قرار شده بود كه تعيين حدود و سرحدات آذربايجان بر عهدهء محمد پاشا بيگلربيگى وان باشد و تحديد حدود عراق عرب بر عهدهء محمود پاشا بيگلربيگى بغداد ، فرزند چغال اوغلى . بر اين اساس ، شاه عباس نيز تعيين مرزهاى آذربايجان را به امير - گونه خان بيگلربيگى ايروان واگذاشت و تشخيص مرزهاى غرب را به مهدى قلى بيك ميرآخور - باشى . ضمنا چون در فاصلهء بين نقض قرارداد ما بين شاه تهماسب و سلطان سليمان به توسط سلطان مراد ثالث و عقد قرارداد جديد با سلطان احمد ، يعنى در مدتى نزديك به بيست و پنج سال ، وقايع و حوادث جديدى روى داده و موارد اختلافى پيش آمده بود . طرفين چنين قرار دادند كه حين عقد المصالحة آنچه در تصرف هر يك از دو طرف بود در اختيار همان طرف بماند و نقاطى كه قبلا مربوط به ايران بوده و در موقع عقد قرارداد ، در داخل سر حدات ترك واقع شده به تركان واگذار شود ( مثل قسمتى از گرجستان ) و برعكس قسمتى از خاك عثمانى كه در يد ايرانيان بود به ايران تعلق گيرد ( مثل چند قلعه و محال در طرف خوزستان و بغداد ) . زيرا تخليه و تحويل اين مناطق براى طرفين سخت دشوار بود . امير گونه خان به ملاقات محمد پاشا شتافت و دو ماه مذاكره كرد و سرانجام سنور و سرحدات تعيين شد و سنور نامچه نوشته شده به مهر محمد پاشا و حكام و اعيان ترك رسيد و امير گونه خان نيز با بزرگان ايران صورت مزبور را امضا كردند و نسخ موافقتنامه مبادله گرديد . اما در قسمت عراق عرب كه موارد اختلاف نظر بيشتر بود كار به سادگى خاتمه نيافت و محمود پاشا از عهدهء تشخيص سريع و صحيح سر حدات برنيامد و طرفين امر تعيين سر حد را موقوف گذاشتند و در همان موقع بار ديگر شروع جنگ كليهء آثار صلح گذشته را از ميان برد . توضيح آن كه درين سال ، شاه عباس به سوى گرجستان عزيمت نمود و طهمورث ولد داود خان پسر الكسندر خان والى ولايت كاخت را گوشمالى سخت داد و او از ترس به نزد لوارصاب پسر گرگين خان پسر سمايون والى ولايت كارتيل گريخت و هر دو به اتفاق به گرگين خان